منوريل تهران طرحي بود كه در زمان شهرداري احمدينژاد براي تهران داده شد. چند ميليارد بودجه توش تزريق كردند و نتيجهاش يه محوطهي محصور توي فلكهي دوم آرياشهر تهران شد. بعد از اون، ديگه پروژه پيشرفتي نداشته. چند وقتيه كه تلويزيون داره از مزاياي حمل و نقل ريلي توي شهر ميگه و با تصويرهاي بازسازي شده، حركت منوريل رو توي تهران نشون ميده. به زور ميخوان بگن كه منوريل خوبه تا طرحش رو قابل توجيه كنن. هر بچهاي با يه حسب سرانگشتي ميتونه متوجه بشه كه حداقل توي شرايط فعلي حمل و نقل و در شرايطي كه طرح توسعهي مترو در خيلي از موارد نتونسته بودجهاش رو دريافت كنه، توجه به منوريل و تزريق بودجه بهش، توسعهي حمل و نقل شهري رو عقب مياندازه. همينطور خود طرح هم ابداً مقرون به صرفه نيست.
بزرگي و پر خرج بودن هر طرح، دليلي به فايده و توجيه اون طرح نيست. مثل خيلي از ورزشگاههايي كه خصوصاً توي شهرستانها با بودجهي هنگفت و اعتبارات سفرهاي استاني ساخته ميشه و يه مدت بعد از افتتاح، اون هم اغلب به صورت نصفه و نيمه، به خاطر مخارج زياد تعمير و نگهداري بلااستفاده مونده و مستهلك ميشن. همينطور خيلي از سدهاي ساخته شده كه توجيه منطقي نداشته و خسارتشون به محيط زيست خيلي بيشتر از سود كوتاهمدتشون بوده. اين طرحهاي دهن پر كن فقط يه بزك به اوضاع نابسامان مديريت كشوره. يه نقاب تا جماعتي كه براي مدتي مسؤول شدن و مديريت كشور رو دستشون گرفتن، جلوي صورتشون بگيرن و شايد مثل يه سپر جلوي انتقادات ديگران بگيرن.

