با گذشت اين همه وقت از انتخابات رياست جمهوري نهم، خيليها به اين نتيجه رسيدند كه تيم دولت حاضر توانايي و صلاحيت لازم رو براي ساخت و ساز زيربنايي، آباداني، عمران و «پيشرفت» كشور نداره. شايد كاربردهاي ديگهاي و صلاحيتهاي ديگهاي، براي افراد ديگهاي داشته باشند اما تا اينجا نه پيشرفتي در كار بوده و نه حتي كار زيربنايي شده كه توي بلند مدت جواب بده. حتي به اعتقاد من در خيلي از زمينهها پسرفت داشتيم؛ حتي گاهي تا سي سال پسرفت. شايد چيزي كه لااقل در كل پيشرفت نداشته، فرهنگ باشه. چه اخلاق اجتماعي، چه آداب زندگي، چه فرهنگ عمومي، توي تكتك رفتارهاي آدمهاي اين جامعه و اين كشور. از فقيرترين اقشار بگير تا ثروتمندترين اونها. از لات سر كوچه كه سرش به شيشه و كراك گرمه (كه البته ديگه قديمي شدند و چيزهاي جديد سر و كلهشون پيدا شده) تا فعالهاي سياسي اصولگرا يا اصلاحطلب. از رانندهي اتوبوس بگير تا مهندس و استاد دانشگاه. همه و همه توي زمينههاي خودشون تا حدودي (هر كس به فراخور خودش) فقر فرهنگي دارن.
حالا چي شد كه خواستم از فقر فرهنگي اين جامعه بنويسم. امي.ر فر.شاد ابراه.يمي از مشايي نوشته. از اينكه دخترها همراه قرآن دف زدند و رقصيدند. بحثي كه مدتيه توي بالاترين مطرح شده. هر كس بشنوه كه همراه قرآن دف زدند و دخترها رقصيدند، كفش ميبره دهنش وا ميمونه. فيلم مراسم رو كه داشتم نگاه ميكردم هر لحظه انتظار داشتم كه دخترهايي كه دف زنان و قدمزنان به جلوي سن اومده بودند شروع به دف زدن كنند و برقصند و آبروي جماعت رو ببرند. اما به احترام قرآن ساكت ايستاده بودند. بعد از تمام شدن قرآن و بعد از اينكه قاري قرآن رو با احترام روي رحل گذاشت. دف زدن شروع شد و همانطور قدم زنان مراسم رو ترك كردند. در تمام طول اين دف زدن، چه قبل و چه بعد از خواندن قرآن، كسي از دخترها حركت خلاف عرف و شرعي انجام نداد. يك مرد هم كه كه همراه اونها حركت ميكرد به شعر و آواز عربي حمد و ثناي پيامبر رو ميگفت. كار خيلي قشنگي بود. يه جور پيشواز و بدرقه براي خوندن قرآن و قاري بود. حالا نميدونم چرا اين مراسم و اين اجراي قشنگ براي تخريب اين دولت و مشايي انتخاب شده. هر چي كه هست كار ما فقط تخريبه. تا وقتي كه دست هر كدوم ما يه كلنگ و خنجره و داريم به ريشهي همديگه تيشه ميزنيم مملكت آباد نميشه.
پ.ن.: اول پست گفتم كه خود من صلاحيت رياست جمهوري رو براي احمدينژاد و دار و دستهاش قايل نيستم. اما احتمال رأي آوردن مجدد احمدينژاد رو نود درصد ميدونم. درسته كه خيلي از باسوادها و روشنفكرها و هنرمندها و... طرفدار اومدن خاتمي هستند، اما هنوز اصلاحطلبها توي قشر «بيسواد» و محروم جامعه، كه درصد بالايي رو تشكيل ميدن پايگاهي ندارند.

