دو ماهي ميشد كه نديده بودمش. تفكرات اصولگرا و جناح راستي داره. قبلاً عضو سپاه بوده. دو سه سالي هست كه مدير شركت ماست. روي ميزش يك روزنامه كيهان بود. تنها روزنامهاي كه ميگيره و هر روز ميخوندش همين روزنامه است. سلام عليك گرمي با اون و بقيه كاركنان شركت كردم. توي دفترش نشستيم. طبق معمول، اولين جملهاي رو كه بعد از سلام و احوالپرسي بلافاصله و بدون استثنا ميپرسه و روش تأكيد داره ميگه: «چه خبر آقاي مهندس؟!» بهش ميگم: «ما كه توي پادگان بوديم و خبري از جايي نداريم.» يه دونه از اون تهخندههاي خاص خودش رو ميزنه و ميگه: «اصل خبرها توي پادگانه كه.» جواب ميدم كه توي پادگان فقط يه تلويزيون داريم و در حالي كه با سر به روزنامهي كيهان روي ميزش اشاره ميكنم ميگم: «… و همين يه روزنامه كيهان به دستمون ميرسه.» با يه لبخند گشاد جواب ميده: «همين كيهان فقط راست مينويسه ديگه؛ بقيه روزنامهها كه دروغ مينويسن.»
در مورد مسايل سياسي هم صحبت كرديم. اعتقاد داره كه توي اين اعتراضات و ناآراميهاي اخير، نيروي نظامي به آسوني و زود وارد عمل نميشه. اجازه ميدن كه تظاهرات انجام بشه و خيابونها شلوغ بشه. بهتدريج كاسبها و مغازهدارها، رانندههاي تاكسي، كارمندها، زنان خانهدار… از شلوغي و بسته بودن راهها و احساس ناامني و مختل شدن كارهاي روزانهشون شكوه ميكنند و معترض ميشن. اون وقته كه خود همين مردم در مقابل مردم معترض به انتخابات قرار ميگيرند و معترضين منزوي ميشن. بعدش براي رفع مزاحمتها و شلوغيها و برگردوندن آسايش به كسب و كار و زندگي شهروندها بهونهي كافي وجود داره. اون وقته كه توجيه خشونت آسونتره و براي جامعه قابل درك و پذيرشه. ضمن اينكه اگه الان اعمال خشونت كنند، معترضين مظلوم جلوه ميكنند و نيروهاي سركوبگر ظالم به حساب ميآن. كاري كه توي چند روز اول اعتراضات انجام دادند ولي آخر هفته مردم رو توي تهران آزاد گذاشتند.
پ.ن.1: اخبار ساعت دو بعدازظهر ميگفت كه جامعهي روحانيون مبارز اعلاميه داده و بهعلت نبود مجوز براي تظاهرات، برنامهي امروز رو لغو كرده. تا الان توي لينكهايي كه چك كردم خبري به اين مضمون نديدم و همه تأكيد دارن كه راهپيمايي انجام ميشه. سردار رادان هم پشت سرش اومد و گفت كه با اخلالگران و قانونشكنها برخورد جدي ميكنند. با تهديد امروز رادان كه يكي از حلقههاي تهديد بعد از تهديد ديروز آقاي خامنهايه (سپاهيها ميگن «حضرت آقا»!) بايد ديد كه شرايط چه جوري پيش ميره. «حضرت آقا» خطاب به نامزدها گفتند كه ما ميزنيم و سركوب ميكنيم، مسؤليتش با شماست!
پ.ن.2: امروز ميرم بليت قطار بگيرم واسه تبريز. اميدوارم بليت باشه و گيرم بياد. اگه بليت گرفتم فردا غروب عازم تبريزم. براي بدرقهي من با گل و پارچه نوشته و پلاكارد تشريف بياريد! سرويس اياب و ذهاب شركت واحد مثل هميشه مهياست!
