تبليغاتX
پيوست - رأي من ميرحسين...

   روزهاي انتخابات تنها روزهايي هستند كه دختران و زنان كم‌حجاب (بدحجاب) با روسري‌هاي رنگي توي تلويزيون نشون داده مي‌شن و نظرشون راجع به مملكت و سياست پرسيده مي‌شه و داخل آدم حساب‌شون مي‌كنند. روزهاي پر سر و صدا و پر التهابي كه به جوون‌ها آزادي بيش‌تري داده مي‌شه تا تب و تاب و در نتيجه ميزان شركت مردم در انتخابات بيشتر بشه. اين روزهاي پر هياهو بعد از چند هفته ساكت مي‌شه و جاش رو به يه دوره‌ي سركوب و فشار مي‌ده و به طرح امنيت اجتماعي ختم مي‌شه تا همه چيز به روزهاي قبل برگرده. در اين كه هيچ‌كدوم از نامزدهاي رياست جمهوري لياقت و صلاحيت لازم واسه رييس‌جمهور شدن رو ندارند، تقريباً شكي برام باقي نمونده. از بين اين چهار نفر، فقط مي‌شه يك رييس‌جمهور درجه سه انتخاب كرد. بدي‌ها و نكات منفي هر كدوم‌شون رو بايد يك طرف گذاشت و صلاحيت‌ها و قابليت‌هاش رو طرف ديگه. روي همين حساب هر كدوم كه نسبت قابليت‌هاش به ضعف‌هاش عدد بالاتري باشه براي انتاب مناسب‌تره. انتخاب من واسه‌ام قطعي شده. بين اين چهار نفر، ميرحسين موسوي رو فرد مناسب‌تري مي‌دونم. فرد مناسب‌تري نسبت به سه نفر ديگه؛ اما همون‌طور كه گفتم لزوماً فرد كاملاً لايقي نيست. موسوي هم نكات منفي داره. شخصاً كروبي و رضايي رو آدم‌هاي درجه پايين براي رياست جمهوري مي‌دونم. رضايي شخصيت رييس جمهور شدن رو نداره. رفتار و حرف‌هاي كروبي هم چندان شايسته نيست. ضمن اين‌كه كروبي رو آدمي مي‌دونم كه خيلي تحت تأثير اطرافيانش قرار داره و بيشتر آدم جو زده‌اي هست تا يك مدير و سياستمدار. كارنامه‌ي احمدي‌نژاد هم برام توي اين چهار سال مشخصه. ديگه به جايي رسيده كه ژست پپوليستي، حرف‌هاي متناقض با واقعيت‌ش و نگاه بسته و سياست‌هاي شبهه فاشيستي‌ش (چه توي صنعت و اقتصاد و چه توي فرهنگ، هنر يا سياست) برام تهوع‌آوره. ابداً انتخاب‌ش رو به صلاح مملكت نمي‌دونم. اصول‌گراها يا شايد بشه گفت حاكمان فعلي حامي اون هستند؛ به اين دليل كه كله‌شقي‌هاش جلوي قدرت‌هاي جهاني ادامه پيدا كنه و همين مسير و حركت توي سياست خارجي پي گرفته بشه. توي سپاه هم كه برامون صحبت مي‌شه، نيروهاي اصول‌گرا كاملاً از برخوردهاي ا.ن. توي سياست خارجي كيف مي‌كنند و كشور رو سربلند و قدرت‌هاي بزرگ رو ذليل و خفيف شده مي‌دونند.
   اما در مورد موسوي؛ اون رو آدمي نمي‌دونم كه كارنامه‌ي كاملاً موفق و ايده‌آلي رو ازش انتظار داشته باشم و تصور كنم كه مملكت رو گلستان مي‌كنه. اما حضور موسوي رو فرصتي مي‌دونم كه بعد از چهار سال، ثبات مديريتي توي كشور به‌وجود بياد و از طرف ديگه، برخي از ظرفيت‌هاي كشور كه عقب نگه‌داشته شده‌ان و ازشون استفاده نمي‌شه، بتونن توي بدنه‌ي كاري و سياسي كشور فعال بشن. آدم‌هايي غير از «خودي‌ها»ي احمدي‌نژاد كه همه‌شون هم الزاماً آدم‌هاي برانداز مخملين و رنگين هم نيستند.
   پ.ن.: نوشتني و گفتني در مورد انتخابات خيلي توي ذهنم هست و دايم داره توي كله‌ام وول مي‌خوره. توي اين سه چهار سال، نگاه‌هاي چپي رو بيشتر ديده بودم و توي يك سال اخير با نگاه‌هاي راستي برخوردها و تعامل‌هام بيشتر شده. مخصوصاً توي دو ماه اخير كه نگاه‌هاي شبيه احمدي‌نژاد رو توي سپاه كاملاً دارم مي‌بينم. اين روزها برامون اين‌قدر حرف‌ها و سخنراني‌هاي انتخاباتي و سياسي گذاشتن كه ديگه حال‌مون از گردهمايي‌هاي سياسي و كلاس‌هاي هدايت سياسي به هم مي‌خوره. حتي توي «ميدون تير» و قبل از تيراندازي هم برامون از سياست حرف زدند! البته اين رو هم بگم كه حرف‌ها و حمايت‌هاشون از سياست‌هاي دولت صد در صد هم اشتباه نيست. در خيلي از مواقع و از برخي مواضع، حق با اون‌هاست و در خيلي از مواقع مخالفين ا.ن. در اشتباه هستند و كوركورانه انتقاد مي‌كنند. در كل هر دو طرف اشتباهاتي دارند كه خيلي‌هاش برمي‌گرده به ديد بسته و نگاه تصبي اون‌ها به موضع و ديدگاه‌شون.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 خرداد1388ساعت 15:59  توسط پيوست  |